تبليغاتX
حرف های خودمونی

 

تقديم به عزيزترين هايم انهايي که هستند و مرا از بودنشان سرمست مي کنند و انهايي که رفتند و حسرت بودنشان تا ابد در قلب من باقي ست

 

 

Free Counter

>>> AmirHo3in <<<

داستان های کوتاه از امیر حسین

 

درباره وبلاگ

 

آرشيوحرفهاي خودموني  

 

شهريور 85

مرداد 85

تير 85

خرداد 85

ارديبهشت 85

فروردين 85

اسفند 84

بهمن 84

دی 84

آذر 84

آبان 84

مهر 84

دوست داشتني ها  

 

.::: امير حسين :::.

مگه میشه من نباشم

.::: اقليما :::.

.::: ارزو :::.

.::: مهسا :::.

.::: فروغ :::.

.::: فاطيما :::.

.::: فرشته مهربون :::.

.::: دختر مشرقي :::.

.::: لاله ي کويري :::.

.::: الهه :::.

.::: سارا :::.

.::: ندا :::.

.::: اندرا :::.

.::: رزيتا :::.

.::: مرضيه :::.

.::: سميه و مهسا :::.

.::: سميرا :::.

.::: دختري در مه :::.

.::: سميه :::.

.::: ترانه :::.

.::: ساناز :::.

.::: مهري :::.

.::: گلي :::.

.::: پريسا :::.

.::: مريم :::.

.::: نگين :::.


 

طراح قالب

Design by : ho3in

طراحي قالب توسط : حسين زرگر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

..:::  نفرین :::..

 

   

آرزو دارم که مرگت را ببینم

 

بر مزارت دسته های گل بچینم

 

آرزودارم ببینم پرگناهی

 

مرده ای در دوزخی و رو سیاهی

 

جای اینکه عاشق زار تو باشم

 

آرزو دارم عذادار تو باشم

 

بهتر از هر عاشقی نازت کشیدم

 

در عوض نامردمی ها از تو دیدم

 

هرکجایی راه خوشبختی نیابی

 

راحت وبی دغدغه هرگز نخوابی

 

هرکجایی آب خوش هر گز ننوشی

 

یا لباس آفیت هر گز نپوشی

 

جای اینکه عاشق زار تو باشم

 

آرزو دارم عذادارتوباشم

 

ای چپاول گر تو ای وحشی تر از ببر

 

وحشیانه هم بمیری گر کنی صبر

 

عاشقم کردی و رفتی از کنارم

 

رنگ پائیزی کشیدی بر بهارم

 

ای پری و انس وجن باتو همه قهر

 

مرگ تو آینه بندان می کند شهر

 

جای اینکه عاشق زار تو باشم

 

آرزو دارم عذادار تو باشم

 

 

 

.:: نوشته شده در یکشنبه 1387/02/01 توسط حسین ::.

 

 

 

 

..:::  انتظار :::..

 

   

گل های مریم را در آب انداخته ام

کنار عکست عود روشن کرده ام

ته سیگار های سوخته را دور ریخته ام

پرنیان دیدار پوشیده ام و منتظر

گویی صدای پای کسی پشت دیوارها

مرا نوید رسیدنت می دهد

بیا دارم سازم را کوک می کنم

می خواهم ترانه ی قدم هایت را امشب بنوازم

 

 

 

.:: نوشته شده در یکشنبه 1387/01/04 توسط حسین ::.

 

 

 

 

..:::  بهار :::..

 

   

به عطر سنگین اقاقیا
که از کنار پنجره ی ما گذشت
خوشتر از این بهار
 بهاران برای تو

 

 

 

.:: نوشته شده در یکشنبه 1387/01/04 توسط حسین ::.

 

 

 

 

..:::  برای تو که دلتنگم امروز :::..

 

   

کنار پنجره ی پاییز
دلم بهار را بهانه ی باران می گرفت
خطوط تند خیابان
خنده را بر لبانم خط زدند!

اقرار می کنم

اینجا هنوز بوی اقاقیا نمی آید

 

 

 

.:: نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26 توسط حسین ::.

 

 

 

 

..:::  هوای بغض هوای باغ :::..

 

   

هوای بغض

بوی تردید مرا

تا روزهای تنهایت نفس خواهد کشید

در بادهایی که می گذرند

و فردایی که می دانم برای تو سخت تر از امروز نیست.

 

تقدیر ما

از بوی اقاقی های رها

تا پیچ و تابی که می پیچد به موهایم

روی نام تو خط کشید!

 

شاید این کوچه به اشتباه از تو خبر می آورد هنوز

غربت این نبوغ

ما را پیاده به جاده های دور می برد.

 

شاید از این هوای خیس

دانه های برف برای تو کافی باشد

هق هق پنجره و کبریت نم کشیده

 اما سهم من نبود!

 

سخت است که بادها بوی باغ بیاورند

و دست من در باد تکان بخورد

تا اعتراف ساده ای

                        که خداحافظ!

 

 

 

.:: نوشته شده در شنبه 1386/10/29 توسط حسین ::.