آرزو دارم که مرگت را ببینم
بر مزارت دسته های گل بچینم
آرزودارم ببینم پرگناهی
مرده ای در دوزخی و رو سیاهی
جای اینکه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عذادار تو باشم
بهتر از هر عاشقی نازت کشیدم
در عوض نامردمی ها از تو دیدم
هرکجایی راه خوشبختی نیابی
راحت وبی دغدغه هرگز نخوابی
هرکجایی آب خوش هر گز ننوشی
یا لباس آفیت هر گز نپوشی
جای اینکه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عذادارتوباشم
ای چپاول گر تو ای وحشی تر از ببر
وحشیانه هم بمیری گر کنی صبر
عاشقم کردی و رفتی از کنارم
رنگ پائیزی کشیدی بر بهارم
ای پری و انس وجن باتو همه قهر
مرگ تو آینه بندان می کند شهر
جای اینکه عاشق زار تو باشم
آرزو دارم عذادار تو باشم